الفباخبر: در حالی که سیف در ایجاد التهابات بازار ارز و سکه حداقل به خاطر اجرای سیاست های غلط و بی تفاوتی در واکنش فوری به نارسایی های ایجاد شده بود، چگونه 50 روز پس از اخراج، در حلقه مشاوران رئیس جمهور قرار می گیرد؟ آیا تکرار موج التهابی در بازار فعلی ناشی از مشورت های او به دولت نیست؟ یا اینکه در مقابل موج اعتراضات برای او، حلقه حفاظتی ایجاد شده؟ از همه مهمتر؛ آیا در صورت مواجه قوه قضادیه با سیف، هزینه های این اقدام بالا نمی رود؟

الفباخبر: در حالی که سیف در ایجاد التهابات بازار ارز و سکه حداقل به خاطر اجرای سیاست های غلط و بی تفاوتی در واکنش فوری به نارسایی های ایجاد شده بود، چگونه ۵۰ روز پس از اخراج، در حلقه مشاوران رئیس جمهور قرار می گیرد؟ آیا تکرار موج التهابی در بازار فعلی ناشی از مشورت های او به دولت نیست؟ یا اینکه در مقابل موج اعتراضات برای او، حلقه حفاظتی ایجاد شده؟ از همه مهمتر؛ آیا در صورت مواجه قوه قضادیه با سیف، هزینه های این اقدام بالا نمی رود؟

به گزارش الفباخبر، سیف به مدت ۵ سال توانایی و خاصیت خود را در پست رئیس کلی بانک مرکزی نشان داد و دلار را از کانال ۳ هزار تومان به ۱۴ هزار تومان رسانده بود.
رها شدن بازار و سیاست های منفعلانه بانک مرکزی و روند چالشی در اقتصاد کشور و سرانجام بی توجهی سیف به نقد کارشناسان و اعتراضات مردم موجب شد که ۱۶۰ نفر از نمایندگان مجلس، تغییر سیف را از روحانی بخواهند.
اما دولت دفاع از سیف را ادامه داد تا سرانجام اوضاع نابسامان بازار ارز و تداوم بی تدبیری ها منجر به حضور عبدالناصر همتی، سفیر تازه منصوب شده چین در پست بانک مرکزی باشد. آشکار شدن سوء تدبیرها و دستگیری معاون سیف و تقاضای برخی نمایندگان برای ممنوع الخروجی وی، به یک موج جدی در فضای اقتصادی تبدیل شد.
اکنون به فاصله کمتر از دو ماه از برکناری ولی الله سیف، انتصاب به عنوان مشاور امور پولی و بانکی، چه پیامی دارد؟بی توجهی به افکارعمومی یا بالا بردن هزینه برخورد قانونی با او؟

 

نگاهی به برخی اقدامات سیف

 

یادمان نرفته است که با اعلام تک نرخی شدن ارز به ۴۲۰۰ تومان از سوی دولت، بارها با دفاع رئیس کل وقت بانک مرکزی از این اقدام رو به رو شدیم. این سیاست اشتباه دولت و بانک مرکزی، با تاوان هدر رفتن ۱۸ میلیارد دلار منابع ارزی طی ۳ ماه همراه شد و فضا برای رانت خواران و واردات کالای غیر ضروری فراهم شد.

در این شرایط نرخ ارز نیز به بالای ۱۰ هزار تومان رسید که تورم سنگین آن به اقتصاد و بازار تحمیل شد. این سوء مدیریت ارزی که تا مدت ها انگشت اتهام آن به سوی معاون اول رئیس جمهور و رئیس کل بانک مرکزی نشانه رفته بود، منجر به تغییر رئیس کل بانک مرکزی شد.

در حالی که سیف در اذهان عنوان سفیر ایران در استرالیا گمانه زنی می شد، عراقچی معاون سیف بازداشت و زندانی شد. یک هفته پس از آن، رهبر انقلاب خواستار برخورد با مسببان این تصمیمات غلط شدند و اقدام قوه قضائیه را در کاری که آغاز کرده است، درست دانستند. در واپسین روزهای مرداد ماه، احمد توکلی خواستار محاکمه و ممنوع الخروج شدن سیف شد. این پایان ماجرا نبود و در اوائل نیمه دوم شهریور ماه، محسنی اژه ای، سخنگوی قوه قضائیه اعلام کرد : “اکنون ما از طریق دلال ها به افراد بالاتر رسیدیدم؛ مثلاً از دلالی در کف سبزه میدان به مظلومین و از وی به عراقچی و از او نیز به سیف میرسیم… و در تحقیقات مشخص شد که فساد وجود دارد.”

اظهارات سخنگوی قوه قضائیه نشان داد که پیگیری مسببان فساد ارزی به مسئولان دولتی رسیده و احتمال بازداشت سیف تقویت شد.
حال سوال این است که اگر سیف توانایی کافی در اداره بانک مرکزی داشت، چرا اخراج شد؟ اگر قصور یا تقصیر او در بحران ارزی و بحران طلا ناتوانی او را آشکار کرد، به چه دلیل حکم مشاور پولی و بانکی را از رئیس جمهور دریافت می کند؟
آیا اینگونه تقابل ها در چنین شرایط حساس و بحرانی، ایجاد حاشیه امن برای سیف نیست و هزینه های مواجهه آتی قوه قضائیه با سیف را بالا نمی برد؟