سپردههای بانکی کشور به ۲۱ هزار همت و تسهیلات به ۱۵.۷ هزار همت رسید؛ تمرکز شدید منابع در تهران و استانهای صنعتی.
به گزارش الفباخبر، اگر بخواهیم ببینیم پول مردم و بنگاهها در کدام نقاط ایران بیشتر جمع میشود و کجاها بیشتر وام میگیرند، پاسخ را باید در آمارهای استانی شبکه بانکی جستجو کرد. این آمار حکایت از یک تمرکز عجیب دارد.
طبق آخرین آمارها:
-
مجموع سپردههای بانکی کشور به بیش از ۲۱ هزار همت (۲۱,۰۰۰,۰۰۰ میلیارد تومان) رسیده است.
-
مجموع تسهیلات پرداختی نیز حدود ۱۵ هزار و ۷۶۸ همت (۱۵,۷۶۸,۰۰۰ میلیارد تومان) است.
نکته: هر همت برابر یک هزار میلیارد تومان است.
تهران؛ قطب بیرقابت
سهم استان تهران در هر دو شاخص (سپرده و تسهیلات) به طرز چشمگیری بالاست. این یعنی بخش عمده گردش مالی کشور در پایتخت متمرکز شده است. به عبارت دیگر، هم پول بیشتری در تهران جمع میشود و هم تسهیلات بیشتری در این استان پرداخت میگردد.
سایر استانها
در کنار تهران، چند استان دیگر نیز سهم قابل توجهی در بازار پول کشور دارند:
-
اصفهان
-
خراسان رضوی
-
خوزستان
-
فارس
این استانها که عمدتاً قطبهای صنعتی و اقتصادی کشور محسوب میشوند، نقش مهمی در جذب منابع بانکی و دریافت تسهیلات ایفا میکنند.
استانهای کمبهره از منابع بانکی
در نقطه مقابل، استانهای کوچکتر و عمدتاً کمتر توسعهیافته، سهم ناچیزی از منابع بانکی دارند. از جمله:
-
ایلام
-
کهگیلویه و بویراحمد
-
خراسان جنوبی
این استانها هم از نظر جذب سپرده و هم از نظر دریافت تسهیلات در رتبههای پایینتری قرار دارند.
نسبت تسهیلات به سپرده
یکی از شاخصهای کلیدی در تحلیل این آمار، نسبت تسهیلات به سپرده در هر استان است. این نسبت در استانهای مختلف متفاوت است و نشان میدهد:
-
هر استان چقدر از پولی که در آن جمع شده، دوباره به صورت وام به همان استان برگشته است.
-
اختلاف در این نسبت، بیانگر تفاوت ساختار اقتصادی استانها، سطح فعالیت بنگاهها و میزان تمرکز حسابهای مالی است.
عواقب عدم تعادل جغرافیایی پول
۱. تشدید شکاف توسعه منطقهای
استانهای محروم که سهم ناچیزی از تسهیلات بانکی میبرند، عملاً از چرخه توسعه عقب میافتند. این یعنی:
-
کمتر سرمایهگذاری میشود (احداث کارخانه، راه، بیمارستان و مدرسه)
-
اشتغال پایدار ایجاد نمیشود
-
مهاجرت نخبگان و نیروی کار از استانهای محروم به استان متمرکز افزایش مییابد
۲. گرانی و تورم سرسامآور در استان مقصد
وقتی حجم عظیم پول در یک استان (مثلاً تهران) جمع میشود، تقاضا برای مسکن، خودرو، خدمات و کالاها به شدت افزایش مییابد. نتیجه:
-
افزایش جهشی قیمت مسکن و اجارهبها (که این روزها در تهران به وضوح میبینیم)
-
ازدحام جمعیت و ترافیک و کاهش کیفیت زندگی
-
فشار بر زیرساختها (آب، برق، گاز، حملونقل)
۳. رکود و تعطیلی واحدهای تولیدی
واحدهای تولیدی در استانهای کمبهره برای دریافت وام و سرمایه در گردش با مشکلات جدی روبرو میشوند. در نتیجه:
-
تعطیلی کارخانهها و افزایش بیکاری
-
فروش اموال و داراییهای مولد به قیمت ناچیز
-
تخلیه سرمایههای انسانی و مالی از آن استانها
۴. شکلگیری فساد و رانتخواری سیستمی
تمرکز منابع در یک نقطه، بستر مناسبی برای:
-
اختصاص تسهیلات به افراد مرتبط (نه نیازمند واقعی)
-
رشد بنگاههای خصولتی و وابسته به قدرت
-
گسترش اقتصاد رانتی به جای اقتصاد رقابتی و شفاف
۵. تهدید امنیت ملی و انسجام اجتماعی
شکاف عمیق اقتصادی بین استان مرکزی (تهران) و استانهای پیرامونی، میتواند:
-
احساس تبعیض و محرومیت را در مردم استانهای دیگر شعلهور کند
-
نارضایتی عمومی و کاهش اعتماد به نظام اقتصادی را به دنبال داشته باشد
-
در بلندمدت، همبستگی ملی را خدشهدار کند
۶. آسیبپذیری اقتصاد کشور در برابر شوکها
وقتی تمام تخممرغهای اقتصادی در یک سبد (یک استان) باشد:
-
هر بحرانی در آن استان (زلزله، ناآرامی، تحریم متمرکز) کل اقتصاد کشور را فلج میکند
-
تنوع جغرافیایی تولید و خدمات از بین میرود
-
توان مقاومت در برابر شوکهای خارجی کاهش مییابد
راهکار چیست؟
کوتاه مدت:
-
الزام بانکها به تخصیص حداقل ۳۰ تا ۴۰ درصد تسهیلات به استانهای کمتر توسعهیافته
-
معافیتهای مالیاتی برای سرمایهگذاری در استانهای محروم
بلندمدت:
-
تمرکززدایی اداری و سیاسی (انتقال بخشی از وزارتخانهها و سازمانها به استانهای دیگر)
-
توسعه زیرساختهای حملونقل، انرژی و ارتباطات در سراسر کشور
-
حمایت از ایجاد قطبهای اقتصادی جدید در استانهای مختلف (مانند منطقه ویژه اقتصادی)
اگر این روند اصلاح نشود، تهران روزبهروز گرانتر، شلوغتر و غیرقابلزیستتر میشود و سایر استانها فقیرتر، خالیتر از جمعیت جوان و ناامیدتر خواهند ماند. نتیجه این دو سر یک طناب، شکست توسعه متوازن و بحرانهای اجتماعی پیدرپی است.
چرا این موضوع مهم است؟
تمرکز شدید منابع و تسهیلات در تهران و چند استان صنعتی، یعنی بسیاری از استانهای دیگر از گردش مالی و سرمایهگذاری بانکی بیبهره میمانند. این موضوع میتواند بر روند سرمایهگذاری و فعالیت اقتصادی در استانهای کمبرخوردار اثر منفی بگذارد و شکاف توسعه منطقهای را عمیقتر کند.
آمارهای بانکی نشان میدهد اقتصاد ایران هنوز به شدت متمرکز بر پایتخت و چند استان صنعتی است. برای برقراری تعادل منطقهای، باید فکری به حال استانهایی کرد که هم سپرده کمی دارند و هم تسهیلات کمی میگیرند. در غیر این صورت، شکاف اقتصادی بین استانها روز به روز بیشتر خواهد شد.