هر سال پاییز که میرسد، تهران دوباره زیر لایهای از دود و ذرات معلق گم میشود. شاخص کیفیت هوا به اعداد سهرقمی میرسد و اولین و تکراریترین تصمیمی که گرفته میشود تعطیلی مدارس و دانشگاههاست. چند روز کلاسها مجازی میشوند، بچهها در خانه میمانند، والدین برنامههایشان را کنسل میکنند و بعد با یک نسیم یا باران کوتاهمدت، همه چیز انگار حلشده به نظر میرسد تا موج آلودگی بعدی! این چرخهی تلخ سالهاست تکرار میشود و هر بار فقط یک چیز ثابت است:«ما هنوز راهحل واقعی پیدا نکردهایم»
الفباخبر، در یادداشتی انتقادی به آلودگی هوای تهران و عدم ارائه راهکار مناسب میپردازد.
تعطیلی مدارس شاید در کوتاهمدت از شدت مواجههی کودکان با هوای سمی کم کند اما خودش تبدیل به یک بحران موازی شده است. عقبافتادگی درسی، اختلال در برنامهریزی خانوادهها، سردرگمی دانشجویان و مهمتر از همه عادی شدن این فکر که «آلودگی هست تعطیل میکنیم، تمام». این رویکرد به جای اینکه ما را به سمت حل مسئله ببرد، ما را با آن آشتی داده است.
تهران با بیش از ۴ میلیون خودرو (که بخش بزرگی از آنها فرسودهاند) هزاران موتورسیکلت کاربراتوری، مازوتسوزی بعضی واحدهای صنعتی حاشیهای، ترافیک سنگین و توپوگرافی بسته، عملاً یک تلهی آلودگی ساخته است. مترو با وجود پیشرفتهای قابل توجه، هنوز به اندازهی کافی گسترده و سریع نیست. اتوبوسها کماند و بسیاری از آنها قدیمی! دوچرخهسواری و پیادهروی در بسیاری از نقاط شهر عملاً غیرممکن یا خطرناک است. استاندارد سوخت هنوز در سطح ایدهآل نیست و طرحهای جایگزینی خودروهای فرسوده آنقدر کند پیش میروند که تأثیرشان در کوتاهمدت دیده نمیشود.
ما سالهاست میدانیم مشکل کجاست، راهحلها را هم بارها کارشناسان نوشتهاند و تجربهی شهرهای دیگر دنیا جلوی چشممان است از لندن و پاریس گرفته تا دهلی و پکن که با همهی مشکلاتشان، قدمهای جدیتری برداشتهاند. اما اینجا انگار هنوز در مرحلهی «مدیریت بحران فصلی» ماندهایم، نه «حل ریشهای مسئله».
آلودگی هوا دیگر فقط یک مشکل زیستمحیطی نیست بلکه یک بحران سلامت عمومی، یک مانع بزرگ توسعه و حتی یک تهدید امنیت ملی است. هر سال افراد زیادی به خاطر بیماریهای مرتبط با آلودگی هوا جان خود را از دست میدهند یا سالهای سال با مشکلات تنفسی زندگی میکنند. کودکان ما در سنی که باید بیشترین انرژی را برای یادگیری داشته باشند، یا در خانه حبس میشوند یا در هوای مسموم به مدرسه میروند.
شاید وقتش شده که به جای عادت کردن به تعطیلیهای پیاپی، از خودمان بپرسیم: تا کی میخواهیم فقط واکنش نشان دهیم؟ تا کی قرار است آموزش فرزندانمان گروگان کیفیت هوا باشد؟
هوای پاک، حق مسلم هر شهروند تهرانی است نه یک آرزوی دور، نه یک امتیاز خاص بلکه یک حق اولیه است که باید آن را داشت نه اینکه پاییز هر سال در آرزوی آن باشیم.