الفباخبر، حاجاسماعیلی، فعال و کارشناس اقتصادی، در گفتوگویی مفصل به تشریح مشکلات هدفمندی یارانهها از ابتدا تاکنون پرداخت و تاکید کرد که این سیاست نهتنها در حمایت از اقشار ضعیف موفق نبوده، بلکه امروز به دلیل ضعف در ساختارها و نبود شاخصهای دقیق، بسیاری از کارگران و دهکهای پایین از دریافت همین یارانه ناچیز هم محروم شدهاند.
ابهام در فلسفه هدفمندی یارانهها
او با اشاره به ریشههای این طرح گفت: «فلسفه اصلی هدفمندی یارانهها از روز اول با ابهام روبهرو بود. حتی مجلس، دولت و اکثریت تصمیمگیران اعتقاد داشتند که یارانه سهم همه است، حق همه است و باید همه بگیرند؛ از وکیل و وزیر گرفته تا کارگری که سطح درآمدی پایینی دارد یا فردی که توانایی کارکردن ندارد. این نگاه از همان ابتدا با اصل هدفمندی در مغایرت جدی بود.»
به گفته او، چنین اظهار نظرهایی «کاملاً غیرکارشناسی، احساسی و طمعکارانه» بود و نتیجه آن هم ناکامی در اجرا شد: «در عمل یارانهها موفق عمل نکردند و روزبهروز بیاثرتر شدند. امروز هم علاوه بر بیاثری در زندگی دهکهای ضعیف، دولت برای تأمین منابع مالی آن با مشکلات زیادی روبهرو است.»
ضعف زیرساختها و دادههای آماری
حاجاسماعیلی افزود: «به لحاظ زیرساختی و آماری هم اشکالات زیادی داشتیم. ما نتوانستیم مجموعهای از اطلاعات کامل برای مسئله یارانهها و توزیع آن فراهم کنیم. هنوز هم آمار کامل نشده و ساختار تخصصی و منظمی برای اجرا وجود ندارد. همین باعث شده همیشه حرف و حدیث و اعتراض وجود داشته باشد و هیچوقت این موضوعات بهطور جدی و کارشناسی حلوفصل نشود.»

او هشدار داد: «طبیعی است که با این ضعفها، گروههای هدف و دهکهای ضعیف نادیده گرفته شوند و از دریافت یارانهها محروم شوند. همانطور که امروز با اقدام سازمان هدفمندی یارانهها و وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی برای حذف دهکهای بالا، شاهد حذف اشتباهی گروههای زیادی از افراد ضعیف و کارگران هستیم.»
شاخصهای نادرست و حذفهای اشتباهی
به گفته این فعال اقتصادی، دلیل اصلی این حذفها نبود شاخصهای دقیق است: «ما نه تنها در هدفگیری و ساختار و آمار مشکل داشتیم، بلکه در تعریف شاخصها هم شکست خوردیم. وقتی شاخص دقیق نیست و دادههای محاسباتی کارشناسی نیستند، طبیعی است که اشتباهات فاحش رخ دهد. حالا در این شرایط سخت معیشتی که کارگران در دهکهای پایین زیر فشار شدید تورم و گرانی کمرشان خم شده، همین یارانه ناچیز هم از آنها دریغ میشود. این باعث عصبانیت و نارضایتی گسترده است و حق هم دارند.»
نابرابری در توزیع یارانهها
حاجاسماعیلی در ادامه با اشاره به تبعیضهای موجود گفت: «برخی گروههای جمعیتی با وجود تمکن مالی بالا همچنان یارانه دریافت میکنند. حتی نهادهای امنیتی و نظامی بودجه یارانه خود را مستقیماً از سازمان برنامه و بودجه میگیرند و سازمان هدفمندی نقشی در آن ندارد. این نهادها یارانه را برای تمام مجموعه تحت پوشش خود، چه ضعیف و چه متمکن، توزیع میکنند. این یک اجحاف آشکار در حق دهکهای ضعیف است.»
او افزود: «من نمیگویم همه آنها متمکن هستند؛ حتماً بسیاری حقوقبگیرند و باید یارانه بگیرند. اما اینکه بودجه یارانه اختصاصی دریافت میکنند و خودشان توزیع میکنند، در حالیکه بقیه مردم باید منتظر تصمیم دولت باشند، یک روند ناعادلانه است.»
نقدی یا کالابرگ؟
این کارشناس اقتصادی بار دیگر تاکید کرد: «یارانههای نقدی یک روش اشتباه بوده که هیچ تاثیری بر حمایت از دهکهای ضعیف نداشته است. ما باید با تأمل و کارشناسی بازنگری جدی انجام دهیم.»
او راهکار خود را چنین توضیح داد: «یارانههای نقدی باید به کالابرگ تبدیل شود. طرح نقدی شکست خورده است. کالا برگی که اخیراً در چند نوبت برای برخی دهکها پرداخت شده با آنچه من میگویم متفاوت است. ما باید این سیاست را جایگزین کنیم و تعداد کالاها را از ۹ قلم فعلی به ۲۵ قلم افزایش دهیم. دولت میتواند این کالاها را زودتر خریداری کند، با قیمتهای پایینتر انبار کند و سپس با قیمت تضمینی و ارز ترجیحی ماهانه میان مردم توزیع کند.»
کنترل قیمت کالاهای اساسی
او تصریح کرد: «اینکه دولت ادعا کند قیمت ۷ یا ۸ کالا را نگه داشته شاهکار نیست. اینها کالاهای اساسی هستند که با ارز ترجیحی تأمین میشوند. دولت باید خرید زودهنگام انجام دهد، کالاهای قابل انبار را ذخیره کند و با قیمت پایین در اختیار مردم قرار دهد. این وظیفه دولت در حمایت از مردم و کنترل قیمتهاست، نه یک کار ویژه.»
ضرورت بازنگری در دهکبندی
در پایان، حاجاسماعیلی بر بازنگری کامل در دهکبندیها تأکید کرد و گفت: «ده دهکی که تعریف کردیم بارها اشتباه داشته است. اخیراً هم درباره حذف سه دهک تصمیماتی گرفته شد که هنوز معلوم نیست درست اجرا شده یا نه. ما باید دهکها را دوباره و حتی برای چندمین بار بازتعریف کنیم. چون دادههای آماری دقیق نداریم، اشتباهات ادامه پیدا میکند و باز هم دهکهای ضعیف قربانی میشوند.»
جمعبندی
اظهارات مفصل حاجاسماعیلی نشان میدهد که سیاست یارانههای نقدی نهتنها از فلسفه هدفمندی فاصله گرفته، بلکه به دلیل نبود آمار دقیق، شاخصهای کارشناسی و ساختار منظم، به بیعدالتی در توزیع یارانهها دامن زده است. او راهحل را در سه محور اصلی خلاصه کرد:
۱. بازنگری در فلسفه و ساختار یارانهها،
۲. بازتعریف دهکهای درآمدی بر پایه دادههای دقیق،
۳. جایگزینی یارانه نقدی با کالابرگ گسترده و متنوع برای حمایت واقعی از دهکهای ضعیف.