نسرین محمدیان
خبرنگار حوزه بینالملل(خاورمیانه و شمال آفریقا)
با نزدیک شدن به زمان شکایت سودان از امارات در دیوان بین المللی دادگستری که رکن قضائی اصلی سازمان ملل متحد است، باید دید نقش امارات در جنگ داخلی سودان چه بوده است؟
از زمان آغاز جنگ داخلی سودان در آوریل ۲۰۲۳، شاهد یکی از شدیدترین درگیریهای مسلحانه در قاره آفریقا بین ارتش سودان به رهبری ژنرال “عبدالفتاح البرهان” و شبه نظامیان موسوم به (واکنش سریع) نیروهای پشتیبانی سریع به رهبری ارتشبد “محمد حمدان دقلو” (حمید تی) بودهایم.

در حالی که جنگ در ابتدا ماهیت سیاسی-نظامی داخلی داشت اما به سرعت ابعاد منطقهای آن آشکار شد و گزارشهایی مبنی بر دخالت قدرتهای خارجی در تشدید درگیریها را تایید کردند.
دارفور غربی شاهد کشتارهای هولناکی بود که قبیله”ماسالیست” با منشا آفریقایی را هدف قرار داد که توسط مقامات آمریکایی به عنوان نسل کشی توصیف شد و سازمان ملل متحد با ارائه گزارشی تکان دهنده، کشته شدن حدود ۱۵ هزار نفر در جریان خشونت نیروهای پشتیبانی سریع را تایید کرد.
نیروهای پشتیبانی سریع و شبه نظامیان عرب متحد، جنایات هولناکی از قتل عام و تجاوز جنسی و کشته شدن هزاران نفر را مرتکب شدند و افرادی که زنده باقی ماندند هم در نهایت به کشور همسایه چاد آواره شدند.
با توجه به این جنایات هولناک امارات در سودان، خارطوم گامی مهم و تاریخی در دیوان بینالمللی دادگستری برداشته است و از ابوظبی به اتهام مشارکت مستقیم در این جنایات و ارائه حمایت مالی و نظامی از نیروهای پشتیبانی سریع، شکایت کرده است.
دیوان بین المللی دادگستری که به نام دادگاه بین المللی شناخته میشود، رکن قضائی اصلی سازمان ملل متحد است که ستاد آن در کاخ صلح شهر لاهه در کشور هلند واقع شده است. این دادگاه به اختلافات حوزه حقوق بینالملل میان کشورها رسیدگی میکند.
حمایت امارات و پیامدهای اتهامات جدیترین جنبه شکایت سودان، اتهام مستقیم مشارکت عناصر مسلح مرتبط با امارات در میدان جنگ است. این امر حاکی از حضور مزدوران یا مستشاران نظامی اماراتی است که با حمایت نیروهای پشتیبانی سریع کار میکنند.
بن زاید در تیرراس: حمایت امارات و پیامدهای اتهامات
بر اساس شکایتی که در مارس ۲۰۲۵ توسط خارطوم در دیوان بین المللی دادگستری ارائه شد، ابوظبی به رهبری محمد بن زاید، نقشی محوری در توانمند سازی نیروهای پشتیبانی سریع برای ارتکاب جنایت نسل کشی، ایفا کرده است.
دولت سودان به شواهدی استناد میکند که تایید میکند رژیم امارات از همان لحظات اولیه جنگ به نیروهای واکنش سریع، پول، تسلیحات و تجهیزات نظامی داده است که باعث شده آنها دست برتر را در عملیات نظامی به ویژه در دارفور را داشته باشند.
جدیترین جنبه شکایت سودان، اتهام مستقیم مشارکت عناصر مسلح مرتبط با امارات در میدان جنگ است. این امر حاکی از حضور مزدوران یا مستشاران نظامی اماراتی است که با هماهنگی نیروهای پشتیبانیرسریع کار میکنند و این احتمال را افزایش میدهد که رهبری امارات یعنی “محمد بن زاید” شخصا مسئول جنایات جنگی میباشد.
علیرغم انکار رسمی این اتهامات از سوی امارات، رسانههای بینالمللی و گزارشهای تحقیقی از حمله یکی از آنها که توسط رویترز منتشر شده، از پروازهای مرموز از مبدا ابوظبی به پایگاه “ام جرس” در شرق چاد صحبت میکنند، جایی که گمان میرود هواپیماهای باری اماراتی جعبههای مظنون به حمل سلاح و مهمات را برای نیروهای پشتیبانی سریع حمل میکردند.
تصاویر ماهوارهای که جعبههایی به سبک اماراتی را روی غرفهها نشان میدهد، در بحبوحه تشدید درگیریها و قتل عام در دارفور، در همان دوره زمانی جنجال برانگیز شده است.
پوشش دیپلماتیک و بشردوستانه یا راهبرد توجیهی حیلهگرایانه؟
در حالی که امارات متحده عربی با اتهامات نفرت انگیز بسیاری مواجه است، ابوظبی به سرعت وارد عمل شد تا این پرونده را به عنوان یک کمپین ضد تبلیغاتی علیه خود معرفی کند. این دفاع تنها به محافل قضایی محدود نشد و امارات برای تضعیف روایت سودانی، نبرد رسانهای و دیپلماتیک شدیدی به راه انداخت.
“انور قرقاش” مشاور محمد بن زاید، این شکایت را یک “بازی سیاسی” توصیف کرد که هدف آن لکهدار کردن شهرت یک “کشور دوست” است.
گفتمان رسانهای اماراتی نیز از پرداختن به جزئیات شواهد اجتناب کرده و در عوض بر نمایش امارات به عنوان یک بازیگر با اقدامات بشردوستانه تمرکز کرده است.
انتقال کمکهای هوایی امارات متحده عربی به چاد و ساخت بیمارستان صحرایی در تلاش برای بهبود وجهه ابوظبی در نزد افکار عمومی بینالمللی و پوشاندن نقش مشکوک آن در پشت صحنه برجسته شده است.
با این حال واقعیت روی زمین پیچیدهتر است. گزارشهای سازمان ملل و سازمانهایی مانند دیدهبان حقوق بشر از طلای غارت شده دارفور به دبی حکایت میکند که عواید آن برای تامین مالی نیروهای پشتیبانی سریع مصرف میشود.
به عبارت دیگر، امارات متحده عربی خود را به حمایت نظامی محدود نکرده است، بلکه در یک چرخه اقتصادی کامل شرکت کرده است تا از طریق خرید طلای غیر قانونی سودان، به تشدید ناآرامیها در این کشور شدت بخشد که این امر امارات را با اتهامات سنگینی مواجه میکند.
نبرد قضایی
در جلسه ۱۰ آوریل ۲۰۲۵، تیم دفاعی امارات تلاش خواهد کرد تا استدلال کند که دیوان بینالمللی دادگستری صلاحیت رسیدگی به این پرونده را ندارد.
اگر دادگاه رسیدگی اولیه به پرونده را بپذیرد، ممکن است اقدامات موقت را آغاز کند که هر شکلی از حمایت نظامی از نیروهای پشتیبانی سریع را ممنوع کند و راه را برای محاکمه حقوقی امارات هموارتر کند.
بنزاید و سیاستهای مداخلهگرایانه
پرونده کنونی در لاهه را نمیتوان از سیاست خارجی محمدبن زاید در یک دهه گذشته جدا کرد که امارات متحده عربی را به یک بازیگر منطقهای تبدیل کرده است که در مناطق درگیری از لیبی تا یمن، از سوریه تا شاخ آفریقا مداخله میکند.
در لیبی، امارات از نیروهای خلیفه حفتر حمایت میکند و در یمن به عنوان بخشی از ائتلاف عربی به رهبری عربستانسعودی مداخله کرد و نفوذ خود را در بنادر و سواحل این کشور گسترش داد.
در سودان ، ابوظبی پس از سقوط عمر البشیر، سیاستهای مداخله گرایانه ای را اتخاذ کرد. در لیبی از شورای نظامی انتقالی لیبی حمایت کرد و سپس خود را حامی فرمانده نیروهای پشتیبانی سریع، که دارای نیروهای ویژه و منابع وسیعی از استخراج طلا است، قرار دارد.
رژیم امارات، “محمد حمدان دقلو” معروف به “حمیدتی” را متحدی قابل اعتماد برای مقابله با نفوذ اسلام گرایان در ارتش سودان میداند. خصومتی که یک اصل استراتژیک محمد بن زاید را تشکیل میدهد که به دلیل مخالفت شدید وی با جنبشهای اسلام گرایان سیاسی معروف است.
در این زمینه، حمایت امارات از نیروهای پشتیبانی سریع، صرفا یک سوگیری نظامی نبود، بلکه بخشی از یک پروژه سیاسی بلند مدت برای تغییر شکل منطقه مطابق با دیدگاه اقتدارگرایانه ابوظبی بود.
فشارها و اتحادها: بازی پشت صحنه امارات
اقدامات امارات تنها به رد اتهامات ختم نشد، بلکه از نفوذ سیاسی و مالی خود برای جلب نظر کشورها علیه اقدام قانونی سودان استفاده کرد.
گزارشهای مطبوعاتی نشان میدهد که امارات از نفوذ خود در چاد برای تامین امنیت خطوط تدارکاتی برای نیروهای پشتیبانی سریع استفاده کرده و کشورهای آفریقایی را تحت فشار قرار داده است که از خارطوم حمایت نکنند.
ابوظبی همچنان به متحدان خود در شورای امنیت مانند فرانسه، روسیه و ایالات متحده آمریکا متوسل شده است تا اطمینان حاصل کند که هیچ نوع محکومیت بینالمللی صادر نمیشود.
به نظر میرسد که واشنگتن، علیرغم آگاهی از نقش امارات، ترجیح داده است که روابط استراتژیک خود با ابوظبی را حفظ کند و به انتقادات لفظی بسنده کرده است.
در مقابل کشورهایی مانند قطر و ترکیه حمایت آشکارتری از سودان نشان دادهاند، اما شاید به دلیل عدم تمایل به رویارویی مستقیم با امارات، از این شکایت حمایت نکنند.
محاکمه به چه چیزی ممکن است منجر شود؟
اگر دخالت امارات در ایجاد نسل کشی ثابت شود، این امر میتواند برای این کشور تبعات حقوقی داشته باشد.
ادامه پرونده در دیوان بینالمللی دادگستری به تصمیم قضات در مورد صلاحیت دیوان بستگی دارد.
در صورت غلبه بر موانع قضایی، درها برای پاسخگویی به دلیل حمایت رژیم امارات از یکی از وحشیانهترین طرفهای درگیری در سودان باز خواهد شد.
اگر دخالت ابوظبی در ایجاد نسلکشی ثابت شود، خود محمد بن زاید به عنوان حاکم واقعی و تصمیمگیرنده اصلی سیاست خارجی و نظامی کشور، اگر نگوییم جنایی، مشمول محکومیت اخلاقی خواهد بود.
اگر این پرونده از نظر قانونی منتفی شود، این یک پیروزی برای مانور حقوقی و سرمایه سیاسی به قیمت عدالت بینالمللی خواهد بود که اشتهای رژیمهای استبدادی را برای مداخله در درگیریهای دولتهای ضعیف بدون ترس از پاسخگویی افزایش میدهد.
نتیجه: عدالت یا مصونیت
محاکمه رژیم امارات متحده عربی در لاهه سوالات اساسی در مورد جدیت جامعه بینالمللی در رسیدگی به جنایات نسل کشی و مداخلات نظامی غیرقانونی ایجاد میکند.
اگر کشوری به وسعت اندک امارات متحده عربی و به رهبری شخصیتی مانند محمد بن زاید بتواند شبه نظامیان متهم به ارتکاب نسلکشی را بدون پاسخگویی مسلح کند، حقوق بینالملل چه خواهد شد؟ معاهداتی که به نام منافع سیاسی نقض میشوند چه فایدهای دارند؟
سودان علی رغم بحرانهای داخلی خود با جلب نظر دادگاه بینالمللی لاهه، در مورد پرونده نسل کشی دارفور گامی جسورانه برداشته است.
اما موفقیت در این نبرد صرفا با تصمیمات قضایی سنجیده نمیشود، بلکه با توانایی جامعه بینالمللی در افشای رژیمهایی که از خون بیگناهان برای دستیابی به اهداف ژئوپلتیکی سو استفاده میکند، سنجیده میشود.