جنگ ۱۲ روزه اسرائیل علیه ایران، که در ژوئن ۲۰۲۵ (خرداد ۱۴۰۴) با حملات موشکی شبانه رژیم اسرائیل به تهران آغاز شد، نهتنها معادلات نظامی و سیاسی خاورمیانه را تحت تأثیر قرار داد، بلکه واکنشهای متفاوتی را در میان کشورهای عربی برانگیخت. این درگیری، که با پاسخ موشکی ایران به اهداف تعیین شده در سرزمینهای اشغالی ادامه یافت، کشورهای عربی را در موقعیتی حساس قرار داد که نیازمند توازن میان منافع ملی، فشارهای بینالمللی و ملاحظات منطقهای بود. الفباخبر،به این موضوع میپردازد.
محکومیت گسترده، اما محتاطانه جهان عرب
کشورهای عربی، بهویژه اعضای شورای همکاری خلیج فارس (GCC)، بهسرعت حملات اسرائیل به ایران را محکوم کردند. امارات متحده عربی، با وجود روابط دیپلماتیک با اسرائیل، در بیانیهای رسمی این حملات را «نقض حاکمیت ایران» و تهدیدی برای ثبات منطقه دانست. محمد بن زاید، رئیس امارات، در تماس تلفنی با همتای ایرانی خود، همبستگی ابوظبی با تهران را ابراز کرد، اما این موضعگیری با تأکید بر سیاست «اول صلح» همراه بود که نشاندهنده تمایل امارات به حفظ روابط با هر دو طرف است. عربستان سعودی نیز، که در سالهای اخیر روابط خود با ایران را بهبود بخشیده، موضعی مشابه اتخاذ کرد و وزیر خارجه آن در گفتوگو با مقامات ایرانی بر ضرورت توقف تنشها تأکید کرد. این واکنشها، اگرچه قاطع به نظر میرسیدند، اما عمدتاً در سطح دیپلماتیک باقی ماندند و فاقد تعهد به اقدامات عملی علیه اسرائیل بودند.
کشورهای عربی خلیج فارس، بهویژه قطر و عمان، از گسترش دامنه جنگ به خاک خود و تأثیر آن بر زیرساختهای انرژی و امنیت منطقهای ابراز نگرانی کردند. حمله موشکی ایران به پایگاه العدید در قطر، که میزبان نیروهای آمریکایی است، موجی از واکنشهای محتاطانه را در منطقه به دنبال داشت. قطر این حمله را محکوم کرد، اما تأکید داشت که هدف صرفاً پایگاه آمریکایی بوده و نه خاک قطر. این موضعگیری نشاندهنده تلاش دوحه برای حفظ روابط نزدیک با ایران، بدون به خطر انداختن اتحاد با آمریکا بود. عمان، با سابقه میانجیگری بین ایران و غرب، نقش متعادلی ایفا کرد و رسانههای آن به پوشش گسترده و بیطرفانه درگیریها پرداختند، در حالی که در پشت پرده به تلاش برای کاهش تنشها ادامه دادند.
سیاست محافظهکارانه رسانهای در قبال تنشهای منطقه
در خارج از حوزه خلیج فارس، واکنشها متنوعتر بود. مصر، اردن و لبنان حملات اسرائیل را محکوم کردند و آن را تهدیدی برای ثبات منطقه دانستند. رئیسجمهور لبنان، جوزف عون، اظهار داشت که این حملات نهتنها ایران، بلکه کل تلاشهای بینالمللی برای حفظ صلح در خاورمیانه را هدف قرار داده است. با این حال، سوریه، بهرغم نقض حریم هوایی خود توسط اسرائیل، از صدور بیانیه رسمی خودداری کرد که میتواند به دلیل ملاحظات سیاسی داخلی باشد. کشورهای شمال آفریقا، مانند الجزایر و سودان، نیز در بیانیهای مشترک با دیگر کشورهای عربی و اسلامی، تجاوز اسرائیل را محکوم کردند، اما این مواضع بیشتر در چارچوب همبستگی نمادین باقی ماند.
واکنشهای کشورهای عربی به جنگ ۱۲ روزه را نمیتوان صرفاً از منظر همبستگی با ایران یا مخالفت با اسرائیل تحلیل کرد. این کشورها در محاسبات خود با چند چالش کلیدی مواجه بودند: نخست، حفظ ثبات داخلی و جلوگیری از سرایت تنشها به خاک خود؛ دوم، مدیریت روابط با قدرتهای جهانی، بهویژه آمریکا، که بهطور علنی از اسرائیل حمایت کرد؛ و سوم، حفظ توازن در روابط با ایران، بهویژه در سایه بهبود روابط تهران با برخی کشورهای عربی پس از توافقهای اخیر. این پیچیدگیها باعث شد که کشورهای عربی از هرگونه اقدام نظامی یا حمایت مستقیم از ایران خودداری کنند و به محکومیتهای دیپلماتیک و بیانیههای کلی بسنده کنند. رسانههای عربی، بهویژه در کشورهای خلیج فارس، نقش مهمی در شکلدهی به افکار عمومی منطقهای ایفا کردند. روزنامههایی مانند الجریده کویت و الشرق الاوسط عربستان گزارشهایی منتشر کردند که ضمن محکوم کردن حملات اسرائیل، بر لزوم حفظ ثبات منطقهای تأکید داشتند. در عین حال، برخی رسانهها با انتشار گزارشهایی از منابع ناشناس، به گمانهزنی درباره تأثیرات جنگ بر معادلات داخلی ایران پرداختند. این پوشش رسانهای نشاندهنده تلاش برای حفظ توازن میان اطلاعرسانی و جلوگیری از تحریک احساسات عمومی بود.
جنگ ۱۲ روزه، اگرچه کوتاهمدت بود، اما پیامدهای عمیقی برای کشورهای عربی به همراه داشت. این کشورها، با درک شکنندگی وضعیت منطقهای، ترجیح دادند از درگیری مستقیم دوری کنند و با محکومیتهای دیپلماتیک و بیانیههای محتاطانه، پیام عدم دخالت و حفظ منافع ملی خود را به طرفهای درگیر ارسال کنند. این رویکرد، هرچند از منظر برخی تحلیلگران، محافظهکارانه به نظر میرسد، نشاندهنده احتیاط و محافظه کاری دیپلماتیک کشورهای عربی در مدیریت بحرانهای پیچیده خاورمیانه است. با این حال، ادامه این تنشها میتواند این کشورها را به بازنگری در استراتژیهای خود وادار کند، بهویژه اگر آتش درگیریها به زیرساختهای انرژی یا امنیت منطقهای سرایت کند.