چرا باید از روشنفکر آزارگر فرار کنیم؟

چرا باید از روشنفکر آزارگر فرار کنیم؟

روشنفکر آزارگر کسی است که به جای تاثیر مثبت روی اجتماع ، تاثیر مخرب می‌گذارد ؛ فرقی نمیکند در محیط خانواده باشد یا میان دوستان، هرجا که باشد، از محل کار گرفته یا در اجتماع، در نهایت با برچسب روشنفکری، وقت و آرامش دیگران را تباه می‌کند و همچنین منابع مالی را هدر می‎‌دهد ! در این مطلب از الفباخبر به صورت خلاصه از رفتارهای این اشخاص پرده برمی‌داریم تا هیچکس در دامشان قرار نگیرد. به راستی چرا باید از روشنفکر آزارگر فرار کنیم؟

 

آنها بی مسئولیت هستند و نمی‌توان رویشان حساب کرد

آنها مسئولیت اجتماعی ندارند و بیشتر لب و دهان هستند ؛ هرکجای دنیا و با هر ملیتی که باشند، چه ایرانی و چه فرانسوی، بیشتر در کافه ها و در جمع آشنایان شعار می‌دهند و وقتی بحث فعالیت‌های جسمی مثل ورزش‌های رزمی برای اعتراضات خیابانی مطرح می‌شود، خود را کنار می‌کشند ! آنها بهای آزادی را نمی‌پردازند و انتظار دارند همه چیز خود به خود درست شود یا بقیه را تحریک به اقدام عملی کنند و خودشان تماشاچی باشند ! آنها در نهایت وقتی پای عمل می‌رسد، خود را عقب می‌کشند.

آنها حتی جرات نقاشی کشیدن و نوشتن مقاله ای که بخواهد روی دیگران اثر بگذارد، ندارند ! آنها جرات نمی‌کنند فیلم بسازند و می‌گویند در فضای بسته و جایی که خفقان است، نمی‌توان آزادانه فعالیت کرد ؛

گویا در طول تاریخ همیشه فضا باز بوده ! اما واقعیت این است که مثالهای تاریخی چیز دیگری را نشان می‌دهند ؛ برای مثال نلسون ماندلا در شرایط بسیار سختی علیه آپارتاید جنگید تا توانست حق سیاه پوستان را بگیرد.

بی مسئولیتی آنها فقط در قبال اجتماع نیست ؛ آنها در محیط خانه آشپزی و نظافت نمی‌کنند، چون روشنفکر هستند و نباید وقت ارزشمندشان که صرف مطالعه می‌شود، برای کارهایی که موجب آسایش سایر اعضای خانواده می‌گردد، هدر برود ! آنها در عمل برای خانواده خود یعنی پدر و مادر و خواهر و برادر و همسر و فرزندان ارزش قائل نیستند.

وقتی یکی از اعضای خانواده مریض شود، آنها نمی‌خواهند برای مدت کوتاهی پرستار باشند.

وقتی حرف از مسئولیت مالی می‌شود، باز به سختی تن به کار می‌دهند چون روشنفکری موجب شده جز مطالعه هیچ کاری نکنند. بنابراین اعضای خانواده “روشنفکر آزارگر” احساس فشار می‌کنند، زیرا باید مسئولیت این فرد فرهیخته بی مسئولیت را به دوش بکشند.

 

کار را عار می‌دانند

آنها از کار فراری هستند و حتی زمانی که مطالعه نمی‌کنند، به دنبال بهانه ای برای فرار از اشتغال می‌گردند ؛ برخی از آنها کم توقع نیستند و خرج زیادی دارند، به سفرهای مختلف می‌روند تا با مکانهای فرهنگی و هنری آشنا شوند و می‌گویند با جمع آوری اطلاعات می‌خواهند کتابی جدید بنویسند ؛ اما اعضای خانواده باید دو شیفت کار کنند و تحت فشار زیاد قرار بگیرند تا این اشخاص به آرزوهایشان برسند ! کارهای عملی و اجرایی از جمله دکوراسیون داخلی در شان آنها نیست ! با هزار شرط و اما و اگر ، شاید فعالیت‌های فکری در شان آنها باشد ! نباید مقام استادی آنها در دانشگاه‌ها یا مراکز خصوصی آسیب ببیند !

برای مثال اگر کمونیست باشد، تمام مشاغل تولیدی مثل تولید پوشاک و لوازم برقی را به نظام سرمایه داری نسبت می‌دهند تا دستاویزی برای فرار از طریق فلسفه بافی داشته باشند ؛ اما جالب اینجاست که خودشان از پوشاک و خدمات برقی استفاده می‌کنند ! آنها نمی‌خواهند زحمت تولید بکشند، اما مصرف کنندگان خوبی هستند.

 

خود را برتر از دیگران می‌دانند و تحقیرگر هستند

آنها چون روشنفکر به حساب می‌آیند، به مردم می‌گویند عوام ! از خرطوم فیل افتاده اند ! روشنفکران آزارگر خود را ارباب می‌بینند و بقیه را رعیت ! در دوستی‌ها منت می‌گذارند و انگار همین که حضور دارند، کافی است ! در واقع در هر جمعی سربار هستند و برای مثال در سفرها می‌نشینند تا دیگران کارها را سر و سامان بدهند ! اندکی نطق می‌کنند و همین در آغاز شاید موجب احترام دیگران شود، اما به مرور که دیگران رفتارهایشان را می‌بینند، از آنها فاصله می‌گیرند.

فکر می‌کنید وقتی دیگران از آنها فاصله می‌گیرند، به اصلاح رفتارهایشان می‌پردازند؟ نه ! آنها می‌گویند خیلی‌ها لیاقت و صلاحیت دوستی با یه روشنفکر را ندارند !

 

مهارت‌های اجتماعی و عملی اندکی دارند

آنها معمولاً تلاش نمی‌کنند خود را جای طبقه فرودست بگذارند و قدرت همدلی اندکی دارند. آنها به جز طبقه روشنفکر، انگار هیچکس را به حساب نمی‌آورند و همین مهارت اجتماعی اندک موجب می‌شود تنها بمانند یا دیگران از آنها بیزار باشند. اگر پس اندازی داشته باشند، صرف ایجاد اشتغال نمی‌کنند و خیرشان به دیگران نمی‌رسد. آنها جز شعار دادن کاری بلد نیستند و کمک به دیگران را به موسسات و دولت واگذار می‌کنند ! گاهی اوقات پزشکانی که مطالعات سیاسی و فلسفی دارند نیز در این گروه قرار می‌گیرند و وقتی اوضاع اقتصادی آنها خوب می‌شود و دیگر سربار خانواده و اطرافیان نیستند، باز هم خودخواهی در آنها دیده می‌شود.

آنها ثروتشان را تا مجبور نباشند، خرج خانواده نمی‌کنند و می‌خواهند همه چیز را با پول بخرند ؛ می‌خواهند به جای یادگیری مهارتهای اجتماعی و ارتباط موثر با اعضای خانواده، با پرداخت مقداری پول به عزیزانشان، خود را خوب جلوه بدهند !

روشنفکر آزارگر تلاش نمی‌کند مهارتهایی مثل خیاطی، آشپزی، لکه گیری وسایلی مانند پوشاک را یاد بگیرد ! بلکه می‌خواهد همه کارها را با پول سر و سامان بدهد و اگر خدای نکرده لحظه ای برسد که با مشکل مالی مواجه شود، باز هم سربار خواهد بود ! چون مهارتهای عملی زیستن را نه بلد است و نه می‌خواهد یاد بگیرد ؛ او به ناتوانی اش معترف نیست و خود را پشت نقاب روشنفکری پنهان می‌کند.

در نهایت آنها اگر به دلیل رسیدن به جایگاه‌های شغلی بالا به درآمدهای قابل توجه برسند، خودخواهانه رفتار می‌کنند و خیرشان به کسی نمی‌رسد مگر بخواهند نقاب آدم خوب را بزنند تا روابطشان را حفظ کنند و به نحوی آدمها را بخرند ؛ همانطور که گفتیم مهارت اجتماعی اندکی دارند و عشق و همدلی در ارتباطشان دیده نمی‌شود ؛ آنها این خلا را با پرداخت پول جبران می‌کنند.

اگر یک شخص از روشنفکر آزارگر کمک بگیرد و بعدها نسبت به رفتارهای عذاب آور او اعتراض کند، می‌گوید من آدم خوبی بودم و در شرایط سختی که داشتی، کمک مالی یا فکری کردم، من به تو درس دادم و … آنها یک خوبی را توی چشم دیگران می‌کنند تا توجیهی برای صدها رفتار بدشان داشته باشند.

 

چرا باید از آنها فاصله گرفت؟

اگر بخواهیم به طور خلاصه نتیجه گیری کنیم، آنها تحقیرگر، تخریبگر، تحریف کننده واقعیت برمبنای سلایق شخصی خود، بی مسئولیت، بی تفاوت، گاهی ترسو، خودخواه، بزرگترین مهره های ضربه به اقتصاد کشورها، اهل شعار و فاقد عملگرایی هستند. آنها برای شهرت خود کتابی ضد اقتصاد می‌نویسند و به نظر حرفهایشان موجه می‌آید، چون در سفسطه گری استادند. این اشخاص گاهی مهره سیاستمداران و دیکتاتورها می‌شوند تا مردم را فریب بدهند و از دانش خود برای گمراهی استفاده می‌کنند. آیا روشنفکر آزارگری که سربار خانواده است و دربرابر جامعه و عزیزانش احساس مسئولیت نمی‌کند، کار را عار می‌داند، خودبزرگ بین است و به ضعفش در مهارتهای عملی و اجتماعی معترف نیست، قابل اعتماد است؟

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نه + 2 =