چرخش روایت‌سازی شبکه‌های ایران‌ستیز؛ از قهرمان‌سازی تا تمسخر

همان‌ها که روزی “توماج صالحی” را صدای ملت می‌خواندند و “نرگس محمدی” را قهرمان حقوق بشر، امروز در برنامه‌های خود همان قهرمانان ساختگی را به تمسخر می‌گیرند.

به گزارش الفباخبر، برنامه‌ای اخیراً در شبکه “من و تو” پخش شد که در آن مجری شبکه، با لحنی تمسخرآمیز، از نرگس محمدی پرسید: «دقیقاً چه کاری کرده که لایق جایزه صلح نوبل باشد؟» این در حالی است که همین شبکه، پیش‌تر او را به عنوان نماد مبارزه برای حقوق بشر معرفی می‌کرد. همچنین، در مورد توماج صالحی، ابتدا او را “صدای ملت” خواند و از مردم خواست تا “صدای توماج” باشند، اما به محض تغییر شرایط، همان صدای قهرمان ساز، به انتقاد یا بی‌اعتنایی تبدیل شد.کارشناسان رسانه معتقدند که این چرخش‌های ناگهانی و رفتارهای دوگانه، نشان می‌دهد که هدف اصلی این شبکه‌ها، نه حمایت واقعی از افراد یا آرمان‌ها، بلکه استفاده ابزاری از آنان برای پیشبرد اهداف سیاسی و رسانه‌ای خود است. آنان با ایجاد سردرگمی و تردید در اذهان عمومی، تلاش می‌کنند تا روایت‌های ثابت و مستحکم ملی را تضعیف کنند. شبکه‌های رسانه‌ای ضدایرانی که عمدتاً از پشتیبانی مالی و سیاسی اسرائیل و برخی کشورهای غربی برخوردارند، سال‌هاست با تولید محتوای جهت‌دار و گزینشی، تلاش می‌کنند تا تصویری مخدوش و ناپایدار از واقعیت‌های ایران ارائه دهند. این شبکه‌ها با بهره‌گیری از ابزارهای روان‌شناختی و رسانه‌ای، سعی در فریب افکار عمومی و ایجاد گسست در وحدت ملی ایران دارند.

محمد حسینی کارشناس مسائل رسانه می‌گوید: « این شبکه‌ها معمولاً در بازه‌های زمانی مشخص، با بزرگ‌نمایی و قهرمان‌سازی از برخی چهره‌ها، تلاش می‌کنند تا آنان را به عنوان “نماد مبارزه” یا “صدای مردم” معرفی کنند برای همین در گذشته افرادی مانند توماج صالحی یا نرگس محمدی را به عنوان چهره‌های “قهرمان” و “نماد مقاومت” برجسته می‌کردند و از مخاطبان خود می‌خواستند تا از آنان حمایت کنند.»به گفته کارشناسان این قهرمان‌سازی‌ها پایدار نیست. هنگامی که این چهره‌ها به اهداف کوتاه‌مدت این شبکه‌ها (مانند ایجاد بحران‌های داخلی یا فشار بین‌المللی) کمک نکنند یا زمانی که سیاست‌های پشتیبانان آنان تغییر کند، همان قهرمانان دیروز به سرعت به حاشیه رانده شده و حتی مورد تمسخر و انتقاد قرار می‌گیرند.
محمد حسینی ادامه می‌دهد: « مردم ایران، با تجربه سال‌ها جنگ رسانه‌ای، به تدریج نسبت به این گونه شبکه‌ها هوشیار شده‌اند. آنان دریافته‌اند که این شبکه‌ها مانند “آدامس جویده شده” هستند که پس از استفادۀ مقطعی و بی‌ثمر، دور انداخته می‌شوند. قهرمان‌سازی‌های ساختگی و چرخش‌های ناگهانی این شبکه‌ها، نه تنها اعتبار آنان را خدشه‌دار کرده، بلکه باعث شده تا مخاطبان، روایت‌های آنان را با تردید و نقد مواجه کنند.»در نهایت باید گفت که شبکه‌های ایران‌ستیز، با تکیه بر حمایت‌های خارجی و استفاده از تاکتیک‌های روان‌شناختی، تلاش می‌کنند تا بر افکار عمومی تأثیر بگذارند. اما الگوی رفتار متغیر و غیراصولی آنان، ماهیت واقعی‌شان را آشکار کرده است. آنان از افراد و موضوعات به عنوان ابزارهای مصرفی استفاده می‌کنند و پس از بهره‌برداری، بدون هیچ تعهدی آنان را رها می‌سازند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

چهار + هفده =