الفباخبر: یک فعال اقتصادی با هشدار نسبت به ابعاد پنهان بیکاری در ایران گفت: پشت آمارهای رسمی که از کاهش نرخ بیکاری خبر میدهند، سه گروه مهم یعنی فارغالتحصیلان دانشگاهی، جوانان و زنان عملاً از چرخه اشتغال کنار ماندهاند و این مسأله، علاوه بر مخاطرات اقتصادی، تبعات اجتماعی و امنیتی جدی برای کشور در پی دارد.
آمارهای واقعی پشت پرده بیکاری
به گفته حاجاسماعیلی، آمارهای رسمی وزارت کار و مرکز آمار نشان میدهد که بیش از ۴۰ درصد بیکاران کشور فارغالتحصیلان دانشگاهی هستند؛ موضوعی که اگرچه سالها مطرح بوده، اما در سیاستگذاریهای کلان عملاً نادیده گرفته شده است.
او افزود: نرخ بیکاری جوانان نیز حدود ۲۰ درصد است و زنان هم، با وجود نرخ مشارکت پایین، آمار بیکاری بسیار بالایی دارند.
«تمرکز صرف بر کاهش نرخ بیکاری کل، ما را از دیدن واقعیتهای تلخ این سه گروه غافل کرده است.»
چرا این سه گروه مهماند؟
فارغالتحصیلان دانشگاهی:
این افراد آموزشدیده، دارای مهارت و سرمایه انسانی کشور هستند. در بسیاری از کشورها، آنها موتور محرک توسعهاند و مسیر آینده اقتصاد را شکل میدهند.
«ما برای این افراد سرمایهگذاری کردهایم، اما اکنون آنها یا بیکارند یا در مشاغلی خارج از تخصصشان کار میکنند.»
جوانان:
نیرویی با انرژی و پتانسیل بالا که نرخ بیکاری دو رقمی دارد. به گفته او، وقتی جوانان نتوانند وارد بازار کار شوند، امید به آینده کاهش پیدا میکند.
زنان:
با وجود محدودیتهای مشارکت اقتصادی، توانمندی و تحصیلات بالایی دارند اما به دلیل عدم فراهمکردن فرصتها، عملاً بخش بزرگی از ظرفیت آنها بلااستفاده مانده است.
سه پیامد بزرگ بیکاری فارغالتحصیلان
هجوم به بازارهای غیرمولد و ضداقتصادی
حاجاسماعیلی گفت:
«وقتی فارغالتحصیلان نمیتوانند شغل مناسب بیابند، به سمت دلالی و واسطهگری میروند. دانش و هوشمندی آنها در این مسیر، تخریب زیرساختهای بازار کار را تشدید میکند.»
مهاجرت نخبگان
بسیاری از فارغالتحصیلان، جذب کشورهای اروپایی و مقصدهای پیشرفته میشوند. رشتههایی مانند پزشکی، فنی و کشاورزی بیشترین خروج نیرو را تجربه میکنند. مسیر مهاجرت نیز یا از طریق ادامه تحصیل یا اشتغال مستقیم شکل میگیرد.
«وقتی شرایط و دستمزد مناسب در داخل وجود ندارد، طبیعی است که این نیروها کشورهایی را انتخاب کنند که به حضورشان نیاز دارند.»
اتلاف سرمایه ملی
از دست دادن ظرفیت فکری و تخصصی به معنای کاهش توان کشور برای حل مسائل اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی است.
«اینها اهل فکر و نوآوریاند و میتوانند گرهگشای چالشهای ملی باشند؛ از دست دادنشان یعنی ضربه به آینده کشور.»
تبعات اجتماعی و امنیتی
حاجاسماعیلی تأکید کرد که بیتوجهی به این سه گروه، به شکلگیری بحرانهای اجتماعی منجر میشود. او گفت:
«عمده اعتراضات و بحرانهای اجتماعی اخیر، از دل جوانان، زنان و فارغالتحصیلان بیرون آمده است. این انباشت نارضایتی در آینده نیز ظرفیت تبدیلشدن به بحران دارد.»
موانع حل مشکل
به گفته این فعال اقتصادی، عوامل زیر مانع حل بحران بیکاری این گروهها شده است:
تحریمهای اقتصادی
محدودیتهای سیاسی و امنیتی
نبود طرحها و برنامههای اجرایی مؤثر
فضای نامساعد کسبوکار
کمبود سرمایهگذاری داخلی و خارجی
هشدار پایانی و ضرورت اقدام فوری
او هشدار داد:
«بیکاری این گروهها فقط یک آمار خشک نیست؛ یک مسأله حیاتی و ملی است. اگر برای آن چارهاندیشی نشود، نهتنها عقبماندگی اقتصادی، بلکه بیثباتی اجتماعی و کاهش سرمایه اجتماعی کشور را به دنبال خواهد داشت.»
حاجاسماعیلی در پایان تأکید کرد که برای فارغالتحصیلان، جوانان و زنان باید برنامههای ویژه اشتغالزایی تدوین و اجرا شود؛ در غیر این صورت، منافع ملی ایران بهشدت تحت تأثیر قرار خواهد گرفت.